| «بانوی آبیها | شهید امت» |
ابتدا از تلویزیون تماشا میکردیم. منتظر بودیم به سمت معراج الشهدا که حرکت کردند، آماده شویم و بیرون برویم. در این روزها تمام اخبار را بیشتر از تلویزیون دنبال میکنیم. در خیابان مردمان زیادی بودند که مثل ما در انتظار به سر میبردند. کودک، پیر، جوان. غوغایی بود. ایستگاههای صلواتی پذیرای مردمی بودند که برای اجتماع امدهاند. در یکی از ایستگاهها پرچم ایران اهدا میکردند. در میان مردم، پیرمردی پرچم به دست توجهم را به خود جلب کرده بود. در آن باد سردی که پرچمها را در هوا میلغزاند، ایستاده بود و دستی که پرچم داشت را بالا گرفته. یک فرد معمولی بود. شاید در دل معترض به گرانی، شاید هم با حقوق کم و شایدهای زیادی به ذهنم آن لحظه آمد اما از اینکه پشت کشورش بود خوشم آمد. موتوری های زیادی از جلویمان رد میشدند و بابت ترافیک و راه بندان خیابان، به ما تیکه میانداختند. ساندیس خور لقبی بود که گرفتیم. نمیدانم چرا بعضی نمیخواهند خودشان را از خواب بیدار کنند و ببینند که در چه زمانی هستیم و چه اتفاقی افتاده. فقط نزدیک به صد شهید را امروز تشییع کردند. جوانان زیادی هم آمده بودند برای این تشییع. تشییع باشکوهی بود. خداوند به دل عزیزان و خانواده هایشان صبر دهد. روزهای پرالتهابی را پشت سر میگذاریم. این تصاویر را ثبت کردم تا یادم نرود این روز را. روزی که مردم برای حفظ وطنشان به پا خواستند، قیام کردند. و نشان دادند هنوز پای مملکتشان ایستادهاند.
📌 به وقت چهارشنبه 24 دیماه 1404
فرم در حال بارگذاری ...