«آبنبات لیمویی
15ام تیر 1405

وداع

417 کلمات   موضوعات: به قلم فاطمه‌بانو , خاطرات
وداع

بعضی از مداحی‌ها حرف دل هستند. از دل برآمده و بر دل مینشینند. مثل همین تیکه از مداحی آقای رسولی که با سوز و اشک خوندند:

« ما اومدیم دیدن ِ تو، این آخریشه     هیچکی حریف ِ گریه‌ی مردم نمیشه

عمود خیمه حرم حلالمون کن            یعنی می‌خوای بری دیگه برا همیشه؟ »

بلاخره روز تشییع پیکر رهبر شهید فرا رسید. باورش برایم سخت است! مصرع آخر برای خودم دوباره تکرار می‌کنم « یعنی می‌خوای بری دیگه برا همیشه؟»

از صبح منتظر بودم تا به خیابان انقلاب برسند تا خود را به آنجا برسانم. خیلی‌ها از صبح خیلی زود در خیابان‌ها حاضر شده بودند. مراسم از 6 صبح در خیابان دماوند آغاز می‌شد. قرار بود به میدان امام حسین (ع) و میدان انقلاب بیاید و به سمت آزادی برود. اما مسیر تشییع بخاطر ازدحام جمعیت عزادار تغییر پیدا کرد. یک راست از خیابان دماوند به خیابان آزادی، ماشین حمل شهدا حرکت کرد. مردم از تمام خیابان‌ها به سمت آزادی حرکت کردند. به سمت تئاتر شهر حرکت کردیم. مترو را به دلیل شلوغی بسته بودند. در راه عده‌ای برمی‌گشتند و عده‌ای می‌رفتند تا به سیل جمعیت عزادار و تشییع‌کننده بپیوندند. همه پرچم قرمز یا لثارات الحسین و یا پرچم کشور به‌دست، کودک، جوان، پیر ، زن و مرد همه در مسیر حرکت می‌کردند. آب بود که بسته بسته بین مردم پخش می‌شد. کودکان آب بر صورت می‌زدند تا التهاب و سرخی صورت‌هایشان کم شود.

هر چه به مسیر اصلی نزدیکتر می‌شدیم، جمعیت بیشتر و راه برای عبور تنگ‌تر می‌شد. آفتاب بر روی سر تمام مردم پهن و ماشین آتش نشانی آب را افشانه می‌کرد تا کمی از حرارت گرما را بگیرد. گوشه چهار راه ولیعصر (عج) روبروی پارک دانشجو، در ایستگاهی، مردم ایستاده بودند. با اینکه می‌دانستند مسیر تشییع تغییر کرده و از آنجا نمی‌گذرد، خیابان را ترک نکرده بودند. خیلی‌هایشان مسافر شهر غریب بودند. ایستاده بودند به عزاداری. روضه خوان می‌خواند و سینه می‌زدند. ‌کمی ایستادیم و همراه دسته مردم عزاداری کردیم. اندک افراد بودند که علم خونخواهی در دست نداشتند. انتخاب پرچم قرمز به نشانه خونخواهی رهبر شهید بهترین کاری بود که می‌شد انجام داد تا این خونخواهی در جهان از طریق تصاویر و فیلم‌هایی که مخابره می‌شود ، انعکاس پیدا کند.با اینکه خیلی دلم میخواست مانند سایر شهدا که به معراج الشهدا می‌آوردند، جلو برویم و از نزدیک وداع کنیم و چند قدم همراه پیکر شهید راه برویم اما به علت گرما و ناتوانی جسمم فقط توانستیم کمی بین جمعیت باشیم و از همان مسیر آمده ، برگردیم. موقع برگشت این عکس را ثبت کردم و زیرش نوشتم: بدرود ایرانی‌ترین رهبر، خداحافظ!

 

1405/4/15

✍🏻 فاطمه غفاری وفایی 

 

 

توسط فاطمه بانو   , در 07:20:00 ب.ظ


فرم در حال بارگذاری ...